پست ثابت

چهارشنبه 22 خرداد 1392 04:39 ب.ظنویسنده : reza ™

 

سلام :)
این وب طوریکه من روزانه ها اهنگای دوست داشتنی وعکس توش میزارم

اگه دوس نداشتی مجبور نیستی بیای اینجا
اگرم میای حداکثر یه بار تو هر نظرسنجی شرکت کن
چون بیشترش نظرسنجی ضایع می کنه

اگه هم خواستی لایک کن و نظر بزار
دمت گرم
بای



آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 اسفند 1392 05:31 ب.ظ

نظرات ()
 

باز این دکترا گه اضافه خودندی

یکشنبه 29 تیر 1393 01:16 ب.ظنویسنده : reza ™

 
آقا تو واتس اپ یکی پیام داده مثلا چی رو با چی بحوری خوبه
چی رو با چی بخوری میزنه لهت می کنه
ماما اومدیم عین اسگلا نشستیم خوندیم بعد یه چیزایی داشت که اصن بیا و ببین
مثلا آب با گیلاس نخورید:|
اخه کدوم گاو با گیلاس اب می خوره؟
انجیر با پتقال نخورید
اخه اسگل انحیر و پرتقال مگه تو یه فصل میان که ما باهم بخوریم
کله پاچه با انگور میل نفرمایید
اخه اون گوسفندی ک با انگور کله پاچه بخوره کیه؟
نوشته آب با غذانخورید معده عین چی گشاد مشه بعد من از بچگی با هر لقمه یه لیوان آب رو عین خر سر می کشم پ چرا معدمون گشاد نشده؟
شاید خواسته بگه گشاد میشید(از اونجا)
ولی خجالت کشیده
بعد جالبش این بود با ماهی اگه 
آبلیمو سس سالاد ماست دوغ عن و....  بخورید برید دوش آب سرد بگیرید فلج میشید
اخه کدوم کره خ میشینه با ماهی ماست می خوره؟:|اصن بالا نمیاره؟بعدما دوش آب گرم رو زورکی میریم اونم چون بوی بدنمون خودمونو خفه می کنه بعد بیایم
آب سرد بگیریم.؟
عجباااا

آخرین ویرایش: یکشنبه 29 تیر 1393 01:23 ب.ظ

نظرات ()
 

دکتر خوش نام

شنبه 28 تیر 1393 07:31 ب.ظنویسنده : reza ™

 
آقا ما تو کرج هی می خواستیم بریم دکتر
رفتیم طرفای طالقانی
گشتیم نبود بعد یه جا گیر اومد از نگهبان پرسیدم واسه کلیه کدوم دکتر خوبه و اینا این هی تند می گف
عنطیقه چیان
چی؟
عـنطیقه چیان
ها؟عــنطیقه چیان
کی؟مدرسان شریف
کجا 
مدرسان شریف
مت
مدریان شریف
بعد باز گفتم نفهمیدم گف کره ر

عـــن طیقه چیان
گفتم چرا عن رو دا می کنی
گف اخه دکتر عنیه
گفتم پیری ریدم هیکلت مارو گزاشتی تو دستاگه
باز گارو ماییدی رفتی تنها گزاشتی رفتی دروغ نگم بجز من.....
بعد گفتم باو‌میگم دکتر خوب بعد کیگی عنه گف زر نزن کمشو


واسه صحت حرفام می تونید برید کرج چهار راه طالقانی بالای زیرکذر سمت راست
این دکترو می بینید

آخرین ویرایش: شنبه 28 تیر 1393 07:37 ب.ظ

نظرات ()
 

دیسکو

جمعه 27 تیر 1393 11:48 ب.ظنویسنده : reza ™

 
روزی شیخ سر سفره دیسی که درونش کباب بودندی را برانداشت و آن را در خشتک خود پنهان کردندی
و ناله سر داد که دیس کو؟؟؟
مریدان هرکدام به دنبال دیس روانه گشتند و در پی آن در آمدند
و مایوس از پیدایش دیس پیش شیخ شرف یاب شدنی
ناگه شیخ خنده ای بس شیطانی سر داد و بگفت همانا که دیس در خشتک خود پنهان کردیم تا شما را اسگل بنماییم و بساط سرور و مفرح ذاتی فراهم کنیم
مریدان که از این شوخی شیخ ب شگفت آمدند جملگی خشتک بدریدند و دیوانه شدندی ویسکی ها نوشیدن و به شادی پرداختند و هلکوپتری ها و بریک ها زدندی و عده ای سر به ره بیابان نهادند یکی از مریدان از شدت ذوق چنان خشتک میدرید و بالا پایین میجهید که گویی آسمان به زمین نازل شده
روایت است برخی از مریدان از شدت هیجان به همراه خشتک ؛ خود را نیز دریدند و به دیار باقی شتافتند
از آنجا بود که به مکانی که در آن به شادی میپرداختند " دیس کو " گفته شد و بر اثر گذشت زمان به " دیسکو " تبدیل گشت
و من الله توفیق


دستم خورد به حذف دم پست قلیو حذف کردم :|
شانس عن

آخرین ویرایش: جمعه 27 تیر 1393 11:51 ب.ظ

نظرات ()
 

هفت

پنجشنبه 26 تیر 1393 01:59 ب.ظنویسنده : reza ™

 
ﺣﺮﻑ G ﻫﻔﺘﻤﻴﻦ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﺣﺮﻭﻑ ﺍﻟﻔﺒﺎﻱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻴﺖ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ
G ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻪ، ﻧﺎﻡ germany ﺍﺯ 7 ﺣﺮﻑ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪﻩ، ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺩﺭ
ﮔﺮﻭﻩ G ﻳﺎ ﮔﺮﻭﻩ 7 ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺭﻭ ﺑﺎ 7 ﺍﻣﺘﻴﺎﺯ
ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﺁﻟﻤﺎﻥ 7 ﮔﻞ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﺁﻟﻤﺎﻥ
7 ﮔﻞ ﺑﻪ ﺑﺮﺯﻳﻞ ﺯﺩ ﻭ ﻭﺍﺿﺤﻪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ 7 ﻣﻴﻦ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﻣﻴﻼﺩﻱ
ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﮔﻞ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﻲ ﺁﻟﻤﺎﻥ 7 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻲ
ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﺭﺳﻴﺪ ,ﺯﻧﻨﺪﻩ ﮔﻞ ﻫﻢ G'otze' ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ 7 ﻣﻴﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺘﻪ
ﺧﺎﺭﺟﻴﺎ ﺑﻮﺩ، ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻋﺪﺍﺩ 2014 ﻣﻴﺸﻪ 7

آیا این نظم تصادفی است؟ چرا ایمان نمیاورید؟

آخرین ویرایش: - -

نظرات ()
 

خونه خالی

سه شنبه 24 تیر 1393 09:19 ق.ظنویسنده : reza ™

 
ﺍﻻﻥ ۴۹۰۰۰ ﺯﺍﺋﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﺞ ﻫﺴﺘﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ
۲۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ، ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ
ﺣﺠﺎﺝ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ
ﻭ ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ

آخرین ویرایش: سه شنبه 24 تیر 1393 09:21 ق.ظ

نظرات ()
 

germany

دوشنبه 23 تیر 1393 01:28 ق.ظنویسنده : reza ™

 
آلمانیا خفمون کردن
الانم داره وقتای اضافه شروع میشه
اینام فقط واسه برزیل شیر بودن
کلا آلمانیا واستن برینن ب طرفدارای بدبخت برزیل
نصف دوستام خونمونن
همشون طرفدار ارژانتین
من این وسط آلمانی
تیمم ک بدبخ حمله نمی تونه بکنه
الان رومرو توپی گرف ک نگووووووو
دیووووث
من برم ادامشو ببینم


*اضافه شد★
ایول گوتزه عاشقشم
منو علی رو روسفید کردی پسر
تنکس بیچ

آخرین ویرایش: دوشنبه 23 تیر 1393 01:57 ق.ظ

نظرات ()
 

tank top

یکشنبه 22 تیر 1393 05:05 ب.ظنویسنده : reza ™

 
ما نادونی کردیم یه گوهی خوردیم به بابامون گفتیم بیا 8mile رو ببین
ندونستیم که ام دختررو میه اون پشت ،،،،،
حالا اون ب درک عادیه
ولی بدختی اونجاس
من الان با رکابی تو خونه می چرخم
بعد بابام هی منو می بینه گیر میده
is that a tank or a new bra?
بعد انگلسیش فوله کله متنارو فهمیده
بعد من دو سه ماه دمبال متن سه تا مسابقه اخریم :|
مردم بابا دارن
منم بابا دارم


پ.ن:دوستان الان‌کم کم داریم. هم راه میام منم خدایی عوض‌شدم نرکی نمی دونه میدونه حالا هرچی
هرکی بره نظرات قدیم وبمو ببینه می بینه که رها صمیمی ترین دوست من تو نت بوده
ک الان از من متنفره
آقا من جلوی همه شما
ساناز سونای امیر و میرحسین که خواننده خاموشه و میدونم میاد چون باهاش در تماسم
از رها معذرت می خوام
دیگه قهر بودن بسه
بیاین مثه قبل شیم
درسته یه دفعه نمیشه
ولی یکم شما هم نرم تر شین
خیر سرم الان معذرت خواستم

آخرین ویرایش: یکشنبه 22 تیر 1393 05:22 ب.ظ

نظرات ()
 

دیس گای رپ لایک نز پرنتس جرکد هیم

شنبه 21 تیر 1393 07:15 ب.ظنویسنده : reza ™

 

آخرین ویرایش: - -

نظرات ()
 

آی دون نو یو اند نو آی دون او یو ا ماذرفاکین سینگ

شنبه 21 تیر 1393 01:06 ب.ظنویسنده : reza ™

 
به قول بعضیا
بعضیا
خیلی کوتاه میان نت
ولی تاثیر گذار
نیم ساعت میان
 اندازه ی
نیم قرن
میرینن ب هیکل یه نفر
ک تا عمر داره واسه کاری ک نکرده باید عین چی سرشو بندازه پایین:|

اینم همیشه باید اویزونتون شه تا ابد
don't ever try to judge me dude you don't know what the fuck I've been through

تولد یه سالگی وبم تو کو،،،ن مادر همون بعضیا

راستی من حیلی وقته طرز حرف زدنم همینه پس کسی نیاد ک،،.س شعر بگه ک فحش نده و اینا
اینم یادتون نره
I'm so sick and tired of being admired

آخرین ویرایش: شنبه 21 تیر 1393 01:34 ب.ظ

نظرات ()
 

آرایشگاه

چهارشنبه 18 تیر 1393 12:42 ب.ظنویسنده : reza ™

 
بعد دوماه رفتم ارایشگاه منتظر بودم موهام بلند شه مدل بزنم
بعد برگشتم خونه
مامانم عبن بچه دبستانیا
میگه برو پیش عمو بگو‌موهام بیشتر بزن :|
اونوخ بگم،.....پول دادم‌که همونجا مثه سگ منو میزد
بعد بابام با افتخار میاد میگه
شبیه بز شدی مادرمم میگه اره فقط ریش نداره :|
محبت خونه و منفجر کرده

آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 تیر 1393 12:44 ب.ظ

نظرات ()
 

من دنبال اف بی نمی کردم اف بی دمبال من میگرده

شنبه 7 تیر 1393 10:47 ب.ظنویسنده : reza ™

 
نوشته ابراهیم اشتر اینوات یو تو عاشقان اهل بیت
یه ساعت خوندم ابراهیم اُشتر
میگم چرا یارپ از من بدتر به خودش فحش میده رفتم سرچ کردم یافتم ابراهیم اَشتر بوده :|

آخرین ویرایش: شنبه 7 تیر 1393 10:49 ب.ظ

نظرات ()
 

برگشتی....خوشحالم

شنبه 7 تیر 1393 12:57 ب.ظنویسنده : reza ™

 
نود نه درصد امکان ندیدن این پست توسط تو هست
چون هیچوقت بهم سر نمیزدی
اما هم من تورو دوس داشتم هم تو منو
شاید الان اینطور نباشه
شاید باورت نشه
ولی....
هر دفعه که یادت میوفتادم می خواستم بهت اس بدم یعنی همیشه
ولی میترسیدم جواب ندی
گوشی دستت نباشه

پارتی مارتی هم که براس
ماهم که بوقیم
نقش شلغمیم
انگار نه انگار که
راستی همه اخلاقشون با من یه جورای کی،،ری شده 
همه فک می کنن من آشغالم
هی خودمونیم اشغالم هستم ولی نه اونقدرا
همین الان اس دادم‌
پلی آنسکسسفول میشه نمیرسه
شاید بشینی با دوستات مسخرم کنی
با دوووکسات
هی اصن به من چه
اصن چرا کن باید پست بزارم چزا باید باشم؟
معنی نداره منم یه عوضی
یه آشغال
که واسه همه مشکل سازه
بیخی دوست داشتم دارم و خواهم داشت
هرچی هم که بشه
<3
به امید اینده

آخرین ویرایش: شنبه 7 تیر 1393 01:02 ب.ظ

نظرات ()
 

وصیت نامه طالبوف

دوشنبه 12 خرداد 1393 07:35 ب.ظنویسنده : reza ™

 
پارسال امتحان ترم اول ادبیات سوال اومده بود یادم نیست درباره ادبیات نمی دونم چی بود
از دوستم پرسیدم جواب چیه
اولین بار بود ادبیات چیزی بلد نبودم
هممون یادمون رفته بود یه نفر مثلا یادش اومد گف وصیت نامه طالبوف

بجای سیاحت نامه ابراهیم بیگ و مسالک و المحسنین طالبوف
دومی دقیق یادم نی
ولی هردوشونو یکی کرده بود

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 خرداد 1393 07:38 ب.ظ

نظرات ()
 

خصوصیه :|

جمعه 29 فروردین 1393 09:45 ق.ظنویسنده : reza ™

 
با مادرم اومدم مشورت کنم
رفتم تو آشپزخونه میگم مامان بیا کارت دارم
میاد بعد یهو میره یه چیزی رو برمیداره میگه بگو
میگم خصوصیه
میگم گوشم باهاته :|
کلی ادم تو اشپز خونه بود :|
بعد اومدم رفتم بیرون از پله ها دارم میام بالا برم اتاقم
اومده میگه  چرا خود درگیری داری؟ :|

آخرین ویرایش: جمعه 29 فروردین 1393 09:47 ق.ظ

نظرات ()
 

عنوان ندارم

سه شنبه 26 فروردین 1393 01:43 ب.ظنویسنده : reza ™

 
از زندگی بیزارم
خیلی خیلی
حالم بهم می وره
بعضی وقتا یاد یه چیزایی می افتم که ارزو می کنم کاشکی اونارو انجام نمی دادم
خیلی ها قبطه ب زندگی من می خورن که کاشکی بابامون مثه این باشه ولی من دقیقا برعکس اونام و قبطه ی زندگی اونا رو می خورم که حداقل
آراش دارن
نه مثل من که واسه ارامشم میرم سراغ درس خوندن
تنها چیزی که باعث میشه فکرم جابی دیگه نره
گاهی اوقات فکر می کنم من ادم نیستم چون با همه فرق دارم مردم درس می خونن مه فکرشون پیش چیز دیگس ولی من درس می خونم تا چیزایی گه تو ذهنم هستن پاک شن
از پست گزاشتنم تو این وب خسته شدم
مسخره نیست؟
واقعا مسخرست که بیای پست بزاری و کسی نباشه چیزی بگه بجز امیر
اونم اصن در مورد پست حرف نمیزنه و واسه ذفاقت میاد یه سری ب من میزنهک حتی ارزششم ندارم
خیلی مسخرست!
سه سال تو نت با شماها دوست شدم
همتون میدونید نمی تونم به هیچکدومتون نظر بدم حداقل باش شما یه سری بزنین ولی نمی زنین
اینقدر از هم دور شدیم که همدیگرو از یاد بردیم
قدیما من بخاطر شما هرجور بود میومدم نت
اینقدر تو نت بودمک ک مسخرم می کردین نمونش همین عکس ک می گفتین رضاس


منم هر هر کر کر می خندیدم ولی الان اصلا خندم نمیاد
حتی نمی تونم لبخند بزنم
مععمولا ادما وقتی یه جیزه خنده دار قدمی یادشون میاد حداقل لبخند می زنن
البته آدم ها !!!
تو فکر یه وب جدیدم اما موضوع رو ندارم :(
کمک کنید تورو خدا




آخرین ویرایش: سه شنبه 26 فروردین 1393 01:52 ب.ظ

نظرات ()
 

تعداد کل صفحات ( 12 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...